32-بازم آینه شکست :((.....خدایا خودت به خیر کن!
سلام لواشک مامان ، عزیز خوشگلم...
خوب پدر مامانت رو در اورد یاااا ...
![]()
![]()
راستش نمیدونم که باید چجوری این خبر رو بهت بدم اما بزار اول از خوش یمن هاش شورو کنیم!!! 
بابیت شنبه از مسافرت برگشت و کلی هم بهش خوش گذشته بود!!!
ارزم به حضور شما که در نبود من و تو با دوستاش رفته بودن مسابقه ی فوتبال و گاو بازی تماشا کرده بودند!!! 
![]()
شبها هم برای خواب میرفتن تو ی دهکده ای چند کیلومتری شهر میخابیدن ،
و دسترسی به اینترنت هم نداشتن اما با این حال بابیت هر شب بهمون ز میزد!!!

متاسفانه دوربین، اقا یادشون رفته بود ببرن
و مارو از عکس بینصیب گذاشتن....
اما من مردم و زنده شدم تا بابیت برگرده.....
به خاطر اینکه
.
.
.
عزیزم نمیخام بترسونمت یا فکر کنی که مامانت خرافاتیه
اما من به ۲ تا چیز اعتقاد عجیبی دارم ....
۱- زدن به تخته و چشم خوردن
۲- به شکستن آینه و بد شوگونیش
مخصوصا به این اینه که منو بیچاره کرده.....
اینم بگم که بابات اصلا خرافاتی نیست
و این چیزا واسش خنده داره
و همش به بنده میخنده...
وقتی میزنم به تخته ۱ ساعت باید بخنده....
از دست این بابیت ![]()
ما تو دوران دوستیمون ی بار اینه افتاد شکست که ماجاراشو تو بار گناه تعریف میکنم ... به اندازه ی ی هفته بدبختی واقعی چشیدیم
شب بعد از شکستنش و من هنوزم که هنوزه مطمئن هستم که از سر همون اینه ی شکستست 
... حتا کارمون داشت به جدایی و به هم زدن میکشید.
... دوران جهنمی بود و از یاداوریش هنوزم تنم میلرزه... یا خدااااااااا ....
اما جریان این آینه ، آینه کوچیک آرایشم ۲ روز قبل برگشتن بابات شکست و دقیقا همین امروز اثرش بهمون رسید،.... موبایل بابایی همین امروز دزدیده شد ....
خودش ز زد واسم تعریف کرد... البته من انتظار ی اتفاق بد رو داشتم باز خوبه خداروشکر موبایل بود و اتفاق دیگه ای نیفتاد.... ،خدا بعدیش رو به خیر کنه..... 
فردا هرجوری هست میرم صدقه میدم![]()


32-بازم آینه شکست :((.....خدایا خودت به خیر کن!
